قطعه گم شده



هما را گم کرده ام بین فیلم ها و کتاب ها و آهنگ ها.
یک دور تسلسلی بی پایان!
یک زندگی به شدت رویایی و البته در نهایت یوزلس بودن!
این روزها "دن آرام، کیشلوفسکی، زهیر، پرایزنر، شاملو، تارکوفسکی، ..."
شیرین تر از همه شکلات های فندقی دنیا شده اند!

هما



 

این آدم ها!
نمی دانم چرا بعد از این همه ضربه، هنوز این اصل را یاد نگرفته ام که

-آدم ها دروغ می گویند، صرفا به خاطر اینکه می ترسند تو راستش را بدانی!
-می ترسند تو راستش را بدانی، چون فکر می کنند دانستن تو به نفعشان نیست!
-آدم ها "به راحتی" دروغ می گویند؛ راحت تر از آنکه تصورش را بکنی!
-آدم ها نمی دانند یا گاه می دانند و برایشان بی اهمیت است که
گاه تمام زندگی و رویا های تو بر روی یکی از همین دروغ ها شکل می گیرد،
پررنگ می شود،... و گاه به تمامی در هم می شکند!
-و همین آدم ها؛ حتی یادشان نمی ماند که راست نگفته اند!
-و گاه این آدم ها، بسیار نزدیکند و عزیز!
-و عزیزان را می توان دوست نداشت؛ گاهی!
-و او که دیگر نه عزیز ایست و نه حتی دوست؛
دوست داشتنش محال است!

هما



 

یه چیزی تو مایه های هورا!
بالاخره این cd کامل کامل لطفی، اومد دست ما.
فعلا حال می کنم؛ چون جا داره باهاش شونصد تا فیلم تاخت زد!

هما



 

؟!
اونقدر از "غم آخرت باشه" بدم میاد و بیزارم که حد نداره.
و امروز با همه تنفرم، n بار شنیدمش.
یعنی من نباشم و مرگ عزیز دیگه ای رو نبینم یا دیگه عزیزی رو از دست ندم؟!

هما



 


زنده ام و خوب
فعلا همین!

هما



 

 

Home
Email


Favourite  Blogs



Archive

May 2005
June 2005
July 2005
August 2005
September 2005
October 2005
November 2005
December 2005
January 2006
February 2006
March 2006
April 2006
May 2006
June 2006
July 2006
August 2006
October 2006
November 2006
December 2006
January 2007
February 2007
March 2007
April 2007
May 2007
June 2007
July 2007
August 2007
September 2007
October 2007
November 2007
December 2007

 



 





Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com